الیناالینا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 13 روز سن داره

علی و الینا

امیرعلی

امیر علی جان الان که دارم این نامه رو واست می نویسم ... لحظه ای رو تجسم می کنم، که زندگی به من لبخند زد،           روزی رو که تو پاک و زیبا، بسیار زیبا، به دنیای ما آدما قدم گذاشتی،                    روزی رو که خدا با تولد تو، همه چیز به من داد.                              و ما دوست داشتنی ترین موهبتمان را، امیرعلی نام...
20 فروردين 1391

مامان و بابا

من و بابایی از سال ۷۶ با هم آشنا شدیم و همکلاسی بودیم و سال ۱۳۸۰ با هم زندگی مشترک زیبایی ساختیم. تو و داداشت (امیرعلی) با اومدنتون این زیبایی را دوچندان کردید. به امید روزی که این وبلاگ را تحویل شما بدم و خودتون توی این وبلاگ بنویسید.
19 فروردين 1391

اينها کارهای جديديه که ياد گرفتم

اينها کارهای جديديه که ياد گرفتم:  فوت کردن انواع خوردنيها و نوشيدنيهای داغ   کار با کامپيوتر - فقط نميدونم چرا تا ميرم سمتش همه جيغشون در مياد   در آوردن صدای گاو- پیشی صدا زدن بابا- ماما- علی و ...   درآوردن جورابم- البته بصورت کاملا بدوی!!   تشخيص و نشون دادن اعضای مجاز بدنم مثل گوش- بینی نشستن روی صندلی جديدم  وقتی خوابم مياد خودم متکا رو بر ميدارم و ميرم که بخوابم از عاشقان سينه چاک آب بازی يا همون حموم خودمون به شمار ميرم  مخالفت شديد با کسانی که مخالفم هستند تا حد هول دادن اطرافيانم   گاهی هم دوس...
19 فروردين 1391

گل ناز

تو بلوری، گل نازی، گل ناز،خنده کن کودک من، بنشین،مثل پروانه‌ی شاد،بر گل دامن من، کودکم،از تو جانم به تن است،جایت آغوش من است
19 فروردين 1391
1